کتابداران فردا

گلگشت گیلکی (1)

جمعه هفته گذشته، گلگشتی را آغاز کردیم که اولش کمی تلخ بود و پایانش هم! اول خیلی راغب به سفر نبودم. نمیدانم چرا! ولی به هرحال دوست نداشتم. اما به تدریج با دوستان که همراه شدم دیگر از آن حال و هوا در آمدم. ساعت هفت و نیم صبح از ترمینال غرب در آمدیم  و به سوی لاهیجان حرکت کردیم. اتوبان روان و خلوت بود. کمی روزنامه خواندم. کمی با دوستان صحبت کردیم و کمی فیلم تماشا کردم. سیستم جدید اجرای فیلم در اتوبوس که پشت هر صندلی یک ماینتور بود مرا یاد اتوبوسهای سنگاپور انداخت. نزدیک منجیل، جاده کمی شلوع شد و این بیشتر به خاطر باریکی جاده بود. آسمان صاف و بدون لکه ای ابر و باران بود. در راه تعدادی خودرو تصادف کرده بودند و راه بندان نسبتاً سنگینی را درست شده بود. چه خوب که با خودروی شخصی نرفتیم. بی خود و بی جهت اعصابمان در مسیر به هم نمی ریخت. حوالی ساعت یک بود که به لاهیجان رسیدیم. از آنجا که 13 نفر بودیم با چهار خودرو به سمت محل اقامت حرکت کردیم. آقای افتخاری منتظرمان بود و محل اقامت بزرگ و مناسبی را برایمان تهیه کرده بود. به هرحال، بعد از سکنی گزیدن و صرف ناهار و کمی استراحت، به این صرافت افتادیم که چطور برنامه ریزی کنیم و کجا برویم. نظرات زیادی مطرح بود و به توافق نمیرسیدیم. این هم مشکلی است. در یک سفر با همراهان فراوان به جمع بندی رسیدن سخت است. به هرحال، توافق شد که برای شب اول، دریا را تجربه کنیم...

ادامه دارد...

نویسنده : Amir Reza Asnafi : ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢ امرداد ۱۳٩٤
Comments نظرات () لینک دائم