کتابخانه مهجور، مغرور است یا مقبول؟!

طبق عادت هرروزه در مسیر به سمت دانشگاه در خودرو مشغول گوش کردن رادیو بودم. بازیگران و هنرمندان رادیو در بخشی از برنامه، هر یک درباره کتابخواندن صحبت کردند و از مزایای آن سخن ها راندند. برخی بازیگران می گفتند آنقدر درگیر خواندن متون نمایشی هستند که فرصت کتاب خواندن نمی کنند، برخی دیگر گرفتاری های شخصی را بهانه کردند و خلاصه ماجرا به شوخی و خنده داشت می گذشت. ولی یکی از بازیگران خیلی جدی می گفت من وقت زیادی را صرف خواندن کتاب می کنم و به نظرم کسی که بازیگر است باید حداقل با ادبیات ایران و جهان آشنا باشد. این خانم بازیگر میگفت من در طول مسیر مرتب مطالعه می کنم و حتی قبل از خواب کتاب میخوانم و حتی سایر بازیگران را تشویق می کرد که مطالعه کنند. در این میان هی منتظر بودم غیر از بحث کلیشه ای گران بودن کتاب، حداقل گریزی به کتابخانه ها و عضویت در آنها زده شود و اینکه این بهانه گرانی کتاب را با عضویت در کتابخانه های عمومی و بهره گیری از کتابهای آنجا کنار گذاشت ولی خبری نشد. خواستم پیامکی برای برنامه بفرستم ولی چراغ سبز شد و به سمت میدان تجریش حرکت کردم و بعد هم درگیر کارهای روزمره.

دیروز هم رئیس کتابخانه ملی کشور چک آمده بود کتابخانه مرکزی. اواخر جلسه فرصت کردم که سری بزنم به جلسه و برگردم. تقریبا تا ساعت هفت دفتر بودم. حجم کارهای دیروز خیلی زیاد بود از تایید خبرهای سایت، ارسال مطالب روی کانال، کلاس درس آرشیو، خبرنامه، سردیس ها و...خلاصه تا رسیدم منزل ساعت شد نه شب. فقط فرصت کردم که کارهای آخر هفته ام را بریزم داخل صندوق عقب و بیاورم منزل. امروز هم البته فرصت نکردم کتابخانه بروم. بیچاره کتابخانه مقبول و مهجور و گاهی مغرور!

/ 1 نظر / 58 بازدید
toraj-heidai

کتابخانه مهجور است و غریب. اما شاید این پیشنهاد هم بد نباشد که نهاد کتابخانه های عمومی با همکاری مؤسسات پژوهشی و ... سلسله نشست های علمی و ... رو در داخل کتابخانه‎ها برگزار کند