تجربه جدید در یک جلسه دفاع

مدتها بود که درباره یک رساله دکتری با حوزه آلتمتریک درگیر بودم. رساله خانم دوخانی بود که میخواست روی این زمینه که ترجمه فارسی اش میشود دگرسنجه ها پژوهش کند. دانشجوی بسیار با همت و پیگیری بود. سعی کرد در کتابخانه دانشگاه خودشان این مدل را اجرا کند و موفق هم شد. به قدری با همت بود که از کارش سه چهار مقاله در آورد. دیروز اولین تجربه من در هدایت یک رساله دکتری بود. با وجود اینکه معمولاً در جلسات دفاع تا جایی که امکانش هست سعی میکنم خود دانشجو از کارش دفاع کند ولی ماهیت کار خانم دوخانی چیز دیگری بود. موقع برگشتن باران دوباره باریدن گرفته بود و اتوبان یادگار امام مثل همیشه شلوغ. یک ساعتی طول کشید تا به دانشگاه رسیدم و مشغول کارهای مربوط به روابط عمومی شدم. برخی برگه ها را هم باید صحیح می کردم. تقریباً ساعت نه شب بود که رسیدم منزل. با اینکه خسته بودم ولی سعی کردم بیشتر با ملیکا فسقلی باشم. ساعت یازده بود که دیگر کم کم بعد از خواندن شعر دید موسی یک شبانی را به راه برای ملیکا کوچولو، پلکهایم سنگین شد و خوابم برد. نیمه های شب با صدای گریه های همیشگی ملیکا که منشاء آن گرسنگی بود بیدار می شدم و دوباره خوابم می برد تا اینکه با سپیده دم دیگر بیدار شدم و رهسپار دانشگاه. روزی دیگر و روزگاری دیگر.

/ 2 نظر / 86 بازدید
iranaltmetrics

با سلام و احترام . آقای دکتر اصنافی بنده هم از زحمات بی دریغ شما برای هدایت و حمایت از این رساله بی نهایت سپاسگزارم. از خداوند متعال سلامتی و سعادت برای شما بزرگوار خواستارم.