و حالا پرشین بلاگ درست شد!

ماهها بود فرصت نکرده بودم یا محیط پرشین بلاگ داشت تغییر میکرد که یادداشتی بنویسم. دلم برای یک ذره نوشتن لک زده بود. ترم قبل با همه مشغله هایش تمام شد و هنوز البته برگه های کلاس مبانی را صحیح نکرده ام ولی ترم سنگینی بود. هم کارهای اجرایی، هم کار علمی و آموزشی و خانواده هم که مهمتر از همه. ترم جدید با بارش برف زیبا و سنگین شروع شد. برفی که توانست یک روز تهران را تعطیل کند و کلاسها هم طبق یک قانون نانوشته دانشجویان با یکی دو هفته تأخیر آغاز شود. هفته پیش رفتم نشر چاپار و کتابهای پدرخانمم را گرفتم. کتاب جدیدشان نسیم سحر است. بسیار زیبا کار کرده. یکی از دانشجویانم کار صفحه آرایی اش را کرد و آقای صابر هم جلدش را زد. کتابها را با یکی از تاکسی سرویسهای آنلاین معروف بردم تا کنار ماشین که حوالی میرداماد پارک کرده بودم. چون رفته بودم برگه آزمایش ملیکا کوچولو را بگیرم. نم نم بارانی می زد. راننده کمی پررو بازی در می آورد. سر هزینه. نمیدانم چرا اولش اینقدر خوب سرویس میدادند و راننده ها مودب بودند ولی حالا هر کسی از هر جا پاشده آمده راننده شده و بلد نیست با مردم چطور رفتار کند. بهش گفتم همینی که هست! خوش آمدی! کتابها را گذاشتم توی ماشین و راه افتادم سمت منزل. شاید بشود آخر هفته استراحت کرد. ولی نه اینطور نبود! تازه پروژه تعمیر آبگرمن شروع شد! خطای چهل شصت هشتاد میداد. تعمیراتی با کلی ناز و ادا آمد و مثلا تعمیر کرد و 180 هزار تومان گرفت.مرتب یا غر میزد یا بد و بیراه به زمانه می گفت. به هرحال از حالت اولش در آمد. تا بعد ببینیم کی دوباره خراب میشود.

/ 0 نظر / 69 بازدید