نوار قصه های قدیمی

خاطرم هست وقتی 5 یا شش سالم بود کتاب قصه هایی که همراه آنها نوار قصه نمایشی بود خیلی رایج بود. یک لوازم التحریری نزدیک منزل ما بود که همیشه پدر و مادرم از آنجا برای ماکتاب و نوار قصه می خریدند. قصه هایی مثل جن پینه دوز، زورو، خانم حنا، زنگ تفریح، و خیلی چیزهای دیگر که یادم نیست. هنرمندانی مثل زنده یادان مرتضی احمدی، کنعان کیانی، فرهنگ مهر پرور و سایر هنرمندان معروف آن زمان این نمایش ها را اجرا می کردند. از این ماجراها در دورانی که هنوز رسانه ها انقدر توسعه پیدا نکرده بود، اینترنت نداشتیم، تلویزیون فقط دو شبکه داشت، مجله مان فقط کیهان بچه ها بود نهایت استفاده را برای یادگیری می بردیم. این روزها خیلی دنبال این نوار قصه های قدیمی بودم که برای ملیکا کوچولو بگذارم. فعلاً خانم حنا را پیدا کردم که سه نفری می نشینیم و گوش می کنیم و لذت می بریم. البته خیلی از واژه ها برای ملیکا جان مفهوم نیست و باید برایش توضیح بدهیم ولی به هرحال شیرین و آموزنده است. فقط یک نکته عجیب چند وقت پیش نظرم را جلب کرد که بعد از 36 سال آن را فهمیدم! شخصیتی که جای خانم حنا صحبت می کرد صدای مردانه داشت! پس چرا به او می گفتند خانم حنا! چقدر راحت سر ما بچه ها کلاه می رفت و نمی فهمیدیم! فکر میکنم ملیکاجان با این میزان بالای تفکر انتقادی که دارد اگر سال دیگر دوباره خانم حنا را بشنود این نکته را بفهمد. به هرحال، در اصل ماجرا که تلاش فعالان عرصه ادبیات کودک و نوجوان در دهه شصت برای آگاه سازی و آموزش کودکان و نوجوانان بود خللی ایجاد می کند. روحشان شاد که اینگونه به ما آموختند و سرگرممان کردند.

/ 0 نظر / 90 بازدید