عبور از صخره ها عبور از موانع

امروز بعد از مدتها یک کوهنوردی مبسوط کردیم. آخرین باری که رفتیم که کوه، روز دهم فروردین ماه امسال بود که تا جان پناه کوهنوردان در توچال رفتیم و بعد یک دعوای مفصل با متصدی پارکینگ پارک جمشیدیه بر سر برخورد مختصر که با خودرویی که خلاف توقف کرده بود داشتیم! روز تاریخی بود آن روز همه بعد از یک کوهنوردی مفصل بعد از این مشاجره، خسته و کوفته شدیم و به اصطلاح از دلمان درآمد. بعدش دیگر کوه نرفتیم تا امروز. به کوه های شرق تهران حوالی افسریه رفتیم. البته بیشتر صخره نوردی بود و مجبور بودیم مثل گربه چارپنجولی از صخره ها بالا برویم تا قله برسیم و اتفاقاً امروز از آن بالا آتش سوزی را در دل شهر دیدیم که بعداً فهمیدیم در محله دروازه غار بوده. هوای تمیز، آفتاب درخشان و کوهی که در دامنه اش پر از زباله بود و خودمان با کیسه هایی که همراه داشتیم بخش اعظمی از زباله های پلاستیکی را جمع کردیم و بردیم پایین و حوالی ساعت دو ظهر خسته و نالان به منزل رسیدیم! خلاصه صخره نوردی خوبی بود. حداقل کمی از حال و هوای پر تنش روز قبل خارجم کرد. چون دیروز به طرز عجیبی دیدم که ماشین، دود می کند و سریع آمپرش بالا می رود و یک مکانیک عزیز گفت سرسلیندرهای ماشینت بدرود حیات گفته اند! و چون خودش ابزاری نداشت با یک مکانیک خوش انصاف حوالی فلان منطقه قرار گذاشتم که ماشین را بیاورم و چون ماشین مرتب آمپرش بالا می رفت ناگزیر مرتب توقف می کردم. مسیر 25 دقیقه ای را دوساعته آمدم و وقتی رسیدم دوست عزیز گفت باشد برای شنبه! اطلاعات خیلی دیر به دستم رسید و همین فقدان اطلاعات، آنتروپی ذهنم و برنامه هایم را در هم ریخت. به دلیل فقدان اطلاعات واصله و عدم قطعیت، آنجا بود که دیگر خودم داغ کردم و آمپرم بالا رفت و دیگر هیچ! غیر از آن، این هفته شاهد رفتار غیرحرفه ای چند تن از دانشجویان بودم برای نگارش یک مقاله ساده که چطور نتوانستند سر یک کار گروهی به توافق برسند و افسوس خوردم که چقدر جماعتی از نسل جدید جوان، کم حوصله و کم مطالعه شده اند و سایر بحرانهایی که هفته قبل سپری کردم. صخره نوردی امروز به من یاد داد موانع هر چقدر سخت باشند باید با کمی صبوری، دقت، فکر، تدبیر، تأمل و پشتکار می توان از آنها گذشت و به قله رسید و به سلامت هم بازگشت!


/ 0 نظر / 27 بازدید