جریمه خوشمزه

یکشنبه صبح ساعت هشت کلاس دارم با دانشجویان رشته مشاوره. کلاس هشت صبح خیلی به لحاظ ادبی قابل توصیف نیست! ولی به هرحال خیلی زور دارد هشت صبح کلاس داشته باشی و بچه های مردم هم خواب آلود جلویت خمیازه بکشند! یکی دو بار دیر رسیدم کلاس و آنهم به خاطر این بود که باید ملیکا کوچولو را می رساندم مهدکودک و بعد می آمدم دانشکده. کم کم صدای دانشجوها در آمد. با هم قرار گذاشتیم که هشت و بیست دقیقه کلاس شروع شود و همه راضی بودیم. تا اینکه دیروز یکی از دانشجویان دیر آمد و با سر و صدا صندلی اش را کشید تا برسد پشت میز. بعد گوشی اش رنگ رنگ رنگ به صدا درآمد و عین خیالش هم نبود. من برای اینکه کمی به او بفهمانم سرکلاس است و باید تابع قوانین کلاس باشد خواستم تنبیهش کنم. برای همین رو به بچه ها کردم و گفتم بچه ها امروز کلوچه بخوریم! هرکی دیر آمده و گوشی اش هم زنگ خورده سر کلاس باید شیرینی بدهد! دانشجوی مذکور با ناباوری نگاهم کرد و وقتی فهمید قضیه جدی است رفت تا کلوچه بخرد آنهم سی تا!

ده دقیقه بعد سه دانشجو از عناصر ذکور کلاس، همزمان دیر آمدند. این بار گفتم بچه ها فکر کنم کلوچه ها خالی خالی مزه نمی دهد. خب شما که دیر آمدید بروید آب میوه بخرید! ده دقیقه بعد آمدند و با یک کیسه پر از شیر کاکائو. گفتند آب میوه نداشت شیرکاکائو خریدیم! خلاصه اول صبحی بچه ها کمی با نشاط شدند و امیدوارم که متوجه شده باشند که باید تابع قانون باشند حتی در کلاس.

/ 0 نظر / 138 بازدید