رخنه در دیوار

چندی پیش یکی از همکاران تعریف می کرد از سایت خرید و فروش دیوار، کالایی را پسندیده و پس از تماس تلفنی با فروشنده، طوری متقاعد شده که مبلغی را به عنوان بیعانه واریز کرد تا کالای مورد نظر فروش نرود. این همکار میگفت وقتی به نشانی مورد نظر رسیدم سرایدار منزل گفت ای آقا! شما نفر هفتمی هستی که امروز آمدی! سرت کلاه رفته برار!

وقتی این قضیه را برای ما تعریف می کرد خشکمان زد. او که حوزه تخصصی اش برنامه نویسی پیشرفته بود چرا؟! این تازه اول ماجرا نبود. وقتی به بانک رفته بود برای پیگیری امور قضایی کارش، مسئول بانک گفته بود که او هنگام باز کردن حسابی در دیوار برای فروش یک کالا، متوجه شد حساب بانکی اش هک شده و مبلغی هنگفت به تاراج رفت! این همکار ما متوجه شده بود که دوباره همان فروشنده حقه باز، با شماره ای دیگر کالایی دیگر را در دیوار برای فروش گذاشته و از این راه حقه بازی کسب درامد می کند. اینکه دیگر چه کرد را نمیدانم ولی فکر میکنم این ماجرا از دو بعد قابل بحث است. یکی بحث مهم سواد رسانه ای و سواد اطلاعاتی که به هیچ وجه نباید تا قبل از اطمینان از صحت و سقم اطلاعات به پرداخت کوچکترین مبلغی پرداخت. کمااینکه برای خود من نیز پیش آمده که هنگام فروش اتومبیلم در دیوار، هر کسی اصرار داشت بیعانه دهد قبول نمیکردم. چون طرف را ندیده بودم و او هم ماشین را ندیده بود. پس این مساله داشتن تفکر انتقادی، بی اعتمادی و بررسی دقیق اطلاعات تا حصول اطمینان بسیار مهم است.

مساله دیگر رخنه در دیوار و سایتهای مشابه است. حقه بازانی هستند که در گذشته مبادرت به سرقت قالپاق خودرو می کردند و حالا با سو استفاده از شکاف اطلاعاتی در بین بسیاری از مردم، سعی می کنند با نیرنگ کالایی که اصلا وجود ندارد در نشانی که اصلا نیست به صورت ابری بفروشند! به نظر می رسد دیوار و سایتهای مشابه باید بیشتر به اصول راستی ازمایی اجناس ثبت شده برای فروش بپردازند. این سایتها باید پروتکلهای دقیق تری را برای امنیت حریم کاربران و نیز پیشگیری از سوء استفاده احتمالی سارقان تنظیم کنند. وگرنه این سوءاستفاده دزدان از دیوار و سایتهای مشابه باعث می شود دیگر کسی به این پایگاهها اعتمادی نکند. اشکالات ایمنی و امنیتی باید در این سایتها برطرف شود تا سوداگران و حقه بازان نتوانند کوچکترین رخنه ای در دیوار و شیپور و غیره داشته باشند.

/ 0 نظر / 168 بازدید