گلایه ها را من گوش می کنم

از یک طرف خوشحالم که آنقدر دانشجویان راحت هستند که مشکلات خودشان را می آیند و مطرح می کنند و از طرف دیگر ناراحتم که چرا بیشتر مراقب گفتار خود نیستم که باعث رنجیده خاطر شدن کسی نشود. روزی که ماراتن دفاع دانشجویان در دو هفته پیش تمام شد از چهره برخی شان حس می کردم که خیلی از جلسه راضی نیستند. این مساله بخشی از ذهنم را به خود مشغول کرده بود ولی از وقتی که دیگر به روابط عمومی دانشگاه امده ام و کمی کارها سنگین تر شده، فراموشش کرده بودم تا اینکه در این هفته برخی دانشجویان آمدند و راست و پوست کنده گفتند برخی جملاتی که درباره پایان نامه شان به کار برده ام خوشایند نبوده. هر چند که شکی ندارم که هیچ منظوری نداشتم ولی اگر همین یکی دو جمله ام باعث شده که خاطره خوبی از جلسه دفاعشان نداشته باشند از حضورشان پوزش می خواهم. دوست ندارم در ذهنشان از این جلسه، قطعه ای تلخ باقی بماند.

/ 0 نظر / 47 بازدید