طوفان عجیب شن


بعد از بازگشت از شیراز و سفر پر از ماجرا از سیل بگیرید تا تاخیر چهار ساعته ایران ایر رهسپار نایین شدیم برای دیدار با خانواده اقوام همسر گرامی. هنوز خستگی پرواز ایران ایر شماره 425 به تنم مانده بود. سه ساعت معطلی در فرودگاه شیراز و بعد هم معطلی برای دریافت بار در فرودگاه مهر آباد. اساساً کسی عین خیالش نبود که جماعتی مشتری از خدمات یک شرکت هواپیمایی استفاده کرده اند و برای جلب رضایت مشتری باید یک سری اقداماتی انجام داد که حداقل آن عذرخواهی است. حالا پذیرایی و رعایت حقوق مسافران پیشکش! داد مسافران درامده بود و هیچکس هم پاسخگو نبود. این یعنی عین خودزنی یک شرکت برای طرد مشتری. هرچقدر هم گشتم فرم انتقاد و شکایتی را تکمیل کنم چیزی نیافتم. خستگی سفر در تنم ماند.

صبح یازدهم فروردین هم رهسپار نایین شدیم. تا کاشان همه چیز خوب و روبراه بود ولی از کاشان تا نایین چراغ استوپ ماشین روشن بود و هرچقدر هم بررسی می کردیم مشکلی را نمی دیدیم! خلاصه با سلام و صلوات به نایین رسیدیم. روز دوازدهم تصمیم گرفته بودیم که به بازدید مراکز موزه ای و تاریخی برویم. موزه خانه پیرنیا را دیدیم و اشیای آن. فکر می کنم باید خیلی کار شود تا در تعریف یک موزه گنجانده شود. لازم است اشیاء تگ های بیشتری همراه با دوره تاریخی دقیق تر داشته باشند نه اینکه در توضیح ذکر شود اواخر قاجار! بگذریم. گردشگران فرانسوی با سنین بالا داشتند از موزه بازدید می کردند و فروشنده سمبلهای نایین، به خوبی و با تسلط مثال زدنی با آنها به زبان فرانسوی صحبت می کرد. از موزه بیرون آمدیم که ناگهان بادی شدید وزیدن گرفت. اولش جدی نگرفتیم بعد دیدیم که باد جدی است و شوخی ندارد! در عرض چند دقیقه طومار شهر را یک طوفان شن با سرعت 130 کیلومتر در ساعت در هم پیچید. به سختی خود را رساندیم منزل. کمی بعد برق قطع شد و بعد هم آب. درختان شکسته و شیشه های ماشین ها خرد و خمیر! قدرت خداوند شهر را به مکانی تبدیل کرد که در شرف ویرانی بود اگر سرعت باد بیشتر بود. اهالی نایین می گفتند در این سالها چنین طوفانی ندیده بودند. خلاصه اینکه بعد از سیل این بار چشممان به جمال طوفان روشن شد خداوند بعدی اش را به خیر بگذراند.


/ 2 نظر / 154 بازدید
naeinpl

https://www.instagram.com/naeenicom/p/BaZavXnF4AU/

naeinpl

روایت تلخ یک کتابخانه سرگردان