این سفرهای پرماجرا

مدتی پیش با یکی از این تورهای گردشگری داخلی، با حفظ همه پروتوکلهای بهداشتی به یکی از نقاط دیدنی کشور رفتیم. پذیرایی عالی، توضیحات لیدر دقیق و جامع و مناظر تاریخی و طبیعی دیدنی بودند. سفر یک روزه بود و قرار بود خستگی شش ماه کار مداوم از تنمان خارج شود. ولیکن میانه راه، احساس کردیم قطاری که با آن حرکت می کردیم بسیار کند حرکت می کند. حرکت آنقدر کند بود که صدای همه در آمد. سرانجام لیدر اعلام کرد که یکی از موتورهای قطار از کار افتاده و باید به ایستگاه بعدی برسیم برای تعمیرات! قطار بالاخره به مقصد رسید و ما هم قضیه خرابی موتور را فراموش کردیم. موقع برگشتن در یکی از ایستگاهها قرار بود توقف کوتاهی داشته باشیم ولی حدود یک ساعت معطل شدیم. بدون اینکه کسی به ما چیزی بگوید که چه خبر است! سرانجام بعد از یک ساعت معطلی حرکت کردیم. هنوز زیاد حرکت نکرده بودیم که دوباره قطار ایستاد و یک ساعت دیگر توقف! سرانجام مجبور شدیم قطار را عوض کنیم. خلاصه طبق زمانبندی باید ساعت 9 شب به تهران بر می گشتیم ولی ساعت سه و نیم صبح رسیدیم! خسته و نالان و اعصاب خراب به خانه برگشتیم و تا خوابیدیم ساعت 4 صبح بود! این یک سفر پرماجرا که به جای تمدد اعصاب، بیشتر روح و روانمان تخریب شد! البته تور مقصر نبود و به قول خودشان هر صد سال یک بار این اتفاق می افتد! همیشه در سفرها با خودم می گفتم که ای کاش یک اتفاق هیجان انگیز در سفر بیفتد و همین آرزو فوری برآورده شده!

مثلا زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد بودم هنگام سفر به اهواز در مسیر دشت ارژن ساعت 10 شب اتوبوس از کار افتاد و در آن سرمای زمستان مثل بید لرزیدیم تا اتوبوس بعدی از شیراز رسید! آن روز باید از دانشجویان دانشکده پیراپزشکی امتحان می گرفتم و ساعت 12 ظهر رسیدم! خوشبختانه سوالات را در اتاقم گذاشته بودم و آقای مهندس عرب زاده زحمت برگزاری امتحان را کشید. یک بار دیگر هم هنگام بازگشت به شیراز درست بعد از اینکه دروازه قرآن را ترک کردیم اتوبوس خراب شد! نیم ساعتی معطل شدیم تا اتوبوس بعدی رسید! زمانی که به ایفلا 2013 می رفتیم در مرز مالزی و سنگاپور پلیس نگذاشت من و همسرم عبور کنیم! از ما بازجویی مختصری کرد و بعد که فهمید برای همایش می رویم محترمانه اجازه داد برویم. تازه اتوبوس رفته بود و با اتوبوس بعدی به سنگاپور رسیدیم. آنجا هم لیدر ما رفته بود و با مترو رفتیم هتل!

5 سال پیش هم هنگام سفر به لاهیجان با دوستان ادکایی، در مسیر برگشت به تهران اتوبوس در راه منجیل از کار افتاد و مجبور شدیم گروه گروه با سواری به تهران برگردیم. عارضم به خدمت شما که جالب ترین این اتفاقات هم ماجرای سفر به ایتالیا بود. همانکه هنگام برگشت از رم و روی آسمان تبریز، هواپیما نتوانست بنشیند و خلبان ما را به فرودگاه گنجه در کشور آذربایجان برد و صبح به ایران و شهر تبریز رسیدیم تا بعد به تهران و فرودگاه مهر آباد بیاییم.

چند سال پیش هنگام سفر با تور یک روزه به محلات، بعد از عوارضی اتوبان قم، هر دو لاستیک عقب اتوبوس ترکید! و دو ساعتی معطل پنچر گیری شدیم!

خلاصه اینکه فراوانی هیجانات سفر آنقدر زیاد بوده که هر بار قصد سفر می کنیم اول پیش بینی می کنیم که قرار است چه اتفاق هیجان انگیزی برای این دو کتابدار بیفتد! و جالب است که برای این جور مواقع پیش بینی کرده ایم و کتاب برای خواندن همراهمان هست!

/ 0 نظر / 55 بازدید