رصد یک همایش ملی انجمنی-قسمت اول

التهاب شدیدی داشتیم. مرتب از این ور به آن ور می دویدیم. برق سالن و صدا مشکل ساز شده بود و باید برطرف میشد.

در همین حین، گوشی م زنگ خورد. آقای مصطفوی از نشر چاپار بود. کتابها را برای نمایشگاه فرستاده بود. سه تا از دانشجوهای ذکور را فرستادم و خودم هم همراهشان تا نگهبانی رفتم که کارتن کتابها را بیاوریم. در بین راه، دکتر یعقوب نوروزی را دیدم و ایشان هم ما را در آوردن کتابها همراهی کردند. سریع، میز برای نمایشگاه چیده شد و دو تا دانشجویان خانم، داوطلب فروش کتابها شدند. به داخل سالن رفتم. اقای عمرانی گفتند فیلم آرنولد هیرشون را میخواهیم پخش کنیم. فلش ایشان را بردم اتاق فرمان. متاسفانه اجرا نشد. دقایقی هم سر این قضیه معطل شدیم. مرتب باید مثل آهو از بالا به داخل سالن می دویدیم! تا اینکه قرار شد دکتر علیپور سخنرانی کنند و بعد از استراحت فیلم پخش شود.

نشست اول رو به اتمام بود و باید پذیرایی شروع میشد. شیرینی و چای حاضر بود. وقت استراحت فرا رسید و جمعیت سالن را ترک کرد. تقریبا همه مباحث علمی صبح را از دست دادم. دقایقی بعد صدای مهیب افتادن چیزی آمد! سماور افتاده بود! حالا چطور و چرا؟! نمیدانم! شاید از ازدحام جمعیت بود. نشست بعدی با پخش فیلمهای آقای هیرشون و خانم تیلت شروع شد. در همین گیرودار سرمای سالن مشکل ساز شده بود. مرتباً شاکی میشدند که در حال مردن از سرما هستیم. با متصدیان امر صحبت و مشکل حل شد. (ادامه دارد...)

/ 0 نظر / 10 بازدید