سفر به سرزمین چکمه (بخش چهارم)

روز بعد با تاخیر یک ساعته رسیدیم به سخنرانی های اولیه. چون نرم افزار Maps me ما را گمراه کرد و حسابی ها را قاطی کرده بود! بعد از سرگردانی در خیابانهای رم، خسته و عرق ریزان رسیدیم دانشگاه سپینزا. سالن بسیار شلوغ بود وهر طور بود یک جا برای خودمان یافتیم. مایک ثلوال سخنرانی اش تمام شده بود ولی از بقیه سخنرانی ها استفاده کردیم. بعد از هر سخنرانی بلافاصله سوال و جواب و بحث و چالش شروع می شد. جالب بود که اکثر مقالات در خصوص کاربرد فیس بوک و توییتر در بازنشر مقالات کار کرده بودند. در خلال ناهار فرصتی پیش آمد با مایک کمی صحبت کنیم که بسیار فرد متواضعی به نظر رسید و با تعریفهایی که دوستان از او کردند معلوم بود استادی است که بسیار نقش حمایتگری از دانشجویانش دارد. کیم هولمبرگ هم همینطور. بعد از ظهر آن روز از کتابخانه الساندرو دانشگاه سپینزا بازدید کردیم. کتابخانه ای در چهار طبقه. کتابدارش توضیح می داد حدود سال 1700 تاسیس شده و پاپ کمک زیادی به مجموعه سازی کتابخانه کرده. هر چند که اوپک هم داشت ولی جالب بود که برگه دان ها کماکان پابرجا بودند. بوی دل پذیر کتاب در همه جای کتابخانه می آمد. آن کتابدار می گفت دانشگاه کتابخانه مرکزی ندارد و هر دانشکده ای خودش کتابخانه بزرگی دارد. آن روز هم تقریبا در همه پنلها شرکت کردیم و شب هنگام خسته به هتل برگشتیم. این بار دیگر گم نشدیم! هر چند به قول دوستی باید در خیابانهای رم حسابی گم شوید تا فرهنگ رم را ببینید.

/ 1 نظر / 108 بازدید
internetcataloger

مایک ثلوال را در کولنت نانسی دیدم و با هم گفتگو کردیم. واقعا همینطور است که نوشته اید. عالمی افتاده.