درباره ولتمن


سال 2015 برای شرکت در کنفرانس کول نت به دهلی نو رفته بودیم. از فرودگاه به سمت گست هاوس (طبق سایت کول نت تمیز و امن!) رفتیم و دکتر قاضی زاده و دکتر زین العابدینی را آنجا پیاده کنیم و بعد خودمان به محل اقامت دیگری برویم. همان موقع فرددیگری با ما رسید و ما خیلی گرم خوش و بش کرد. بعد خودش را کیم ولتمن معرفی کرد. آن شب فکر نمی کردم چقدر مجذوب شخصیت او خواهیم شد. از آن شب تا سه روز بعد مرتب با هم صحبت می کردیم. جالب بود که تاریخ ایران را خیلی خوب می دانست و چهار باغ اصفهان را بیشتر! روز ارائه اش همه میخکوب بودیم که چطور بر اساس تصاویر و نقشه ها به تفسیر تاریخ علم و هنر در جهان می پردازد. در طی سه روزی که با هم بودیم درباره آداب گوش کردن به سخنان دیگران، درباره امضای پایین ایمیل و خلاصه خیلی موارد با ما صحبت کرد. اما نکته ای که خیلی روی من اثرگذاشت شبی بود که سر میز شام، کیفش را از جیبش در آورد و نزدیک به 40 کارت عضویت درکتابخانه را نشانمان داد. گفت در هر کشوری می روم عضو کتابخانه ملی یا عمومی آن کشورمی شوم. این کارش برای من درس بزرگی بود تا برای هر سفر به کشورهای دیگر، این کار را بکنم. با او به آرشیو ملی هندوستان رفتیم و از آنجا بازدید کردیم. در مسیر سفر 3 ساعته که به تاج محل داشتیم درباره اشعار مولوی با هم صحبت می کردیم. او کسی بود که با دیگران کمتر گرم می گرفت. ندیدیم موبایل داشته باشد و مرتب عکس بگیرد. تنها یک سایبرشات کوچک داشت که فقط یک بار از آن استفاده کرد. آنهم از یک طرح در آرشیو ملی انگلستان عکس گرفت. دقت و ریزبینی اش برای ما خیلی جالب بود. از سال 2015 تا سال نو میلادی پارسال، از طریق ایمیل با هم در تماس بودیم. کتابهایش را برای ما می فرستاد. سال نو را تبریک می گفت. ژانویه 2020 آخرین باری بود که از و ایمیل تبریک سال نو را گرفتیم.

تا اینکه دیروز ایمیلی از سوی یکی از بستگانش دریافت کردم که کیم ولتمن به خاطر ابتلا به کوید 19 بدرود حیات گفته است. باورم نمیشد. دوباره ایمیل را خواندم. نویسنده نوشته بود باید همه حسابهای کاربری کیم را از توییتر و لینکدین پاک کنم و خواسته به ما این خبر را بدهد. خیلی متاسف شدم. امان از این سال کرونایی. امان...

این صفحه کیم ولتمن در ویکی پدیا: https://en.wikipedia.org/wiki/Kim_H._Veltman

/ 3 نظر / 121 بازدید
internetcataloger

یادش بخیر http://zabedini.blogfa.com/tag/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%B3%D9%88%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DA%86-%D9%88%D9%84%D8%AA%D9%85%D9%86

internetcataloger

روفسور در مهمانسرای ما اقامت داشت و از همان نصف شب اول که دیدیمش انگار مهرش به دلمان افتاد و دل دکتر قاضی زاده را بدجور برد و تقریبا شد رفیق و دوست این چند وقته ما. یک جنتلمن انگلیسی که قیافه و رفتارش آدم را یاد مصدر بین می انداخت اما صاحب دریایی علم و دانش جالب و قابل استفاده. بیش از 5 زبان می دانست و به گفته خودش چند سالی روی "ابن هیثم" کار کرده بود و فلسفه علم خوانده بود و تمرکزش بر روی مطالعات فرهنگی بود و نشانه های اسلام، یهودی، مسیحی، بودایی و هندو را بررسی می کرد و بعضی وقتها هم که لازم بود بخشهایی از قرآن را با همان لهجه انگلیسی می خواند. دو کتاب خیلی معروف داشت به نامهای "الفبای زندگی" http://zabedini.blogfa.com/tag/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%81%D8%B3%D9%88%D8%B1-%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%A7%DA%86-%D9%88%D9%84%D8%AA%D9%85%D9%86