هشت سال گذشت از امدن به بهشتی

15 بهمن 1390 بعد ازمدتها دوندگی حکمم زده شد. از سال 1386 که برای بورس شدن در دانشگاه شهید بهشتی اقدام کرده بودم دنبال چنین لحظه ای بودم که رسماً یک جا بتوانم کارم را شروع کنم. از حق التدریس بودن، از اینکه ساعت 5 صبح راه بیفتم به سمت فلان دانشگاه یا مرکز که آخر هم معلوم نباشد کی حق الزحمه کار را پرداخت کنند. خلاصه سه چهار سالی روزگار سختی سپری شد. روزی که دیدم در کارتابلم حکمم آمده روزی بود که تهران به شدت برف می آمد. از شدت ذوق زدگی نمیدانستم چه کنم! اولین کاری که کردم رفتم و کارت عضویت کتابخانه را گرفتم! نمیدانم چرا! ولی خب شاید فکر کردم یک حرکت فرهنگی زده ام. بعد رفتم رستوران اساتید و کارت تغذیه گرفتم و مرحله بعدی هم کارت شناسایی ام بود. الان دیگر میشد گفت هویتی دارم. استادیار پایه 1. از آن روز تمام تلاشم را کردم تا گروهی بسازم آرمانی. با افرادی که ایده های خوب دارند و جوانند وخلاق. دانشجوهایی تربیت کنیم اثرگذار. کاری کنیم که در دانشگاه رشته مان را بشناسند و از قابلیتهایش استفاده کنند. در هر نشستی که در دانشگاه برگزار می شد شرکت می کردم. هر جا می رفتم رشته مان را معرفی می کردم. تااینکه رئیس دانشکده، مسئولیت کتابخانه دانشکده را به من داد. درست است که حکم داخلی بود و به قول معروف حق مدیریتی در کار نبود ولی تمام تلاش خود را می کردم که کتابخانه بهترین باشد. کم کم نیروهای بیشتری گرفتیم دکتر عرفان منش، دکتر زین العابدینی. گروه به تدریج جای خود را در دانشکده و دانشگاه پیدا می کرد و از عملکرد ما به لحاظ نظم، دانش و فعالیت راضی بودند. هر چند کوچک بودیم. دکتر عرفان منش که رفت دانشگاه اصفهان خیلی سختی کشیدیم. انگار یک چیزی با پتک توی سرمان خورد. انگار یک چیزی از ما جدا شد که دیگر پا نگرفتیم. ولی باز تلاش کردیم. دکتر شقاقی و دکتر کشاورز آمدند. مهدی رحمانی را دانشجوی نمونه کشوری معرفی کردیم که صد البته تلاش خودش هم بود. دوباره همانی شدیم که باید می شدیم. دکتر زین العابدینی شد رئیس کتابخانه های دانشگاه، دکتر شقاقی شد مسئول کتابخانه دانشکده و منهم شدم مدیر روابط عمومی دانشگاه. فکر میکنم این یعنی تاثیر مثبت و سازنده عملکرد گروه که باعث اعتماد سیستم به گروه شد. این هشت سال به سرعت برق و باد گذشت ولی با چالشها، تلخی ها، شیرینی ها و رفتن ها و آمدنها. هشت سال دیگر هم می آید و می رود و بعد هشت سال دیگر. اگر عمری باشد...

/ 1 نظر / 181 بازدید
internetcataloger

روزهای دلخواه ساختن و بالندگی گروه به همت شما و دوستان گرامی خوش باد