شعری مخصوص دفاعیه!

امروز داشتم درایو تکانی و یک سری فایلهای اضافی را پاک می کردم. در بین این فایلها، موردی بود که توجهم را جلب کرد. یک شعر! خاطرم آمد سال 1390  که می خواستم از رساله دکتری ام دفاع کنم، پدر همسرم، خانم پاکدامن، که نویسنده و شاعر هم هستند، این شعر را سرودند که در انتهای جلسه دفاع بخوانم. ولی موقعیتش فراهم نشد!بعد از 9 سال شاید بد نباشد این شعر را به اشتراک بگذارم.

من به اهواز آمدم با صد امید

گشت اهواز کوره و من هم حدید

عزم خود کردم در این دوران چو بزم

گشته ام یاران کنون پیروز رزم

بهره ها بردم ز استادان فن

تا توانستم بگویم من سخن

گر به نفس خود زنم من دست بند

نزد داور می شوم من سربلند

/ 0 نظر / 79 بازدید