وقتی آه هستی و دمی

هر چند که امروز تعطیل بود ولی برای کارهایم آمدم دانشگاه. در خلال انجام کارها متوجه شدم ظرفیت جی میلم در حال تکمیل شدن و پر شدن است. این بود که به یک ایمیل تکاتی حسابی دست زدم و حدود 400 مگ اطلاعات را امحاء کردم به قول آرشیویستها. ولی عجب دنیایی بود که این ایمیل تکانی ها. خاطراتی در مقابل چشمانم می چرخید. از همایش ایمنی در کتابخانه ها- تا مقالات گذشته- عکسهایی از کتابخانه جدید-مکاتبات انجمن- و خیلی موارد دیگر. آدمها بودند که از مقابل ذهنم و چشمم می گذشتند. دانشجویانی که رفتند و دیگر خبری ازشان نشد. دوستانی که رفتند و باز هم دیگر خبری ازشان نشد. روزهای خوش جوانی و فعالیت در انجمن و ادکا. استرسهای مقالات ارسالی و نگرانی از رد شدنشان- پروپزوالهای دانشجویان-تفاهم نامه ها و غیره و غیره. چقدر زمان زود تغییر می کند و آدمی می ماند و یک آه و دم...

/ 0 نظر / 48 بازدید