توران میرهادی، بانوی صبر و سعی

هفته پیش، یک هفته فرهنگی علمی برای خانواده ما بود. از یکشنبه که برای ارائه مقاله خود به کنگره مطالعات آرشیوی در آرشیو ملی رفتم تا دوشنبه که به پژوهشگاه دانش های بنیادی در خیابان نیاوران برای شرکت در مراسم گرامیداشت دکتر رضا منصوری حاضر شدم. اولین بار بود که آی پی ام را می دیدم و هم برای من و ملیکا که مرتب دوست داشت بعد از هر سخنرانی دست بزند و بعد از پله های آی پی ام بالا و پایین برود تجربه جالبی بود. اصلاً انگار کسانی که حوزه علمی شان نجوم است دید بازتری نسبت به موضوعات دارند و نگاهشان فرازمینی است و دکتر منصوری به روایت دوستانش، یکی از آن آدمهای کمیاب روزگار است. و در نهایت شرکت در مراسم گرامیداشت زنده یاد خانم میرهادی. با اسم زنده یاد توران میرهادی از دوره کارشناسی آشنا بودم ولی خیلی دوست داشتم این شخصیت دوست داشتنی و حسابی سختی کشیده را از نزدیک ببینم. تا اینکه اولین بار در تابستان 1386 در مراسمی که برای گرامیداشت ایشان گرفته بودند با جمعی از دوستان شرکت کردم.

در انتهای مراسم فروتنانه اجازه داد با او عکس یادگاری بگیریم. ده سال بعد فکر نمی کردم که این عکس جاودانه شود و او برود و ما بمانیم و یادش کنیم. طی این سالها همیشه در هر مراسمی که شورای کتاب کودک برای ایشان می گرفت شرکت می کردم و این فرصتی بود برای بیشتر آموختن از این بانوی صبر و سعی. بانویی که اعتقاد داشت باید غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کرد. جمعه 24 خرداد سال جاری برای شرکت در مراسم گرامی داشت این بانوی تعلیم و تربیت، به کتابخانه ملی رفتیم و با دیدن جمعیت حدود 400 نفری که برای شرکت در این مراسم آمده بودند شگفت زده شدیم. توران رفت ولی اندیشه اش که نوع دوستی و صلح بود هنوز هست. او جنگلی ساخته از مهر و عطوفت و ادب که باید به تدریج اثرش را در جامعه دید. آهسته و گام به گام. او می خواهد که هر کدام از ما فردی باشیم با اندیشه و عمل توران. 


/ 0 نظر / 222 بازدید