توجه به نیاز اطلاعاتی، یک عامل اساسی در حرفه ها

چندی پیش از یکی از فروشگاه های اینترنتی نسبتاً معروف، درخواست تعداد بسیار محدودی اقلام کرده بودیم. در موعدی که باید سفیر یا پیک آن فروشگاه برای ما اجناس را می آورد منزل نبودیم و گفتیم به مغازه جنب منزل اجناس را بسپارد. وقتی که آخر شب به منزل برگشتیم با کمال تعجب دیدیم که نزدیک به حدود 400 هزار تومان جنس در کیسه های مختلف در مغازه است. صاحب مغازه گفت همه اینها مال شماست! با کمال تعجب و شگفتی کیسه ها را به منزل بردیم. چندین پیتزا و نوشابه، خیارشور، مایع سفید کننده، انواع کیکها، تنقلات و خلاصه همه نوع خوراکی! اول گفتیم نکند قرعه کشی چیزی برنده شدیم! شماره ای هم از پیک نداشتیم یا فروشگاه که با آن تماس بگیریم و قضیه را جویا شویم. کمی بعد یعنی حدود چهل دقیقه که گذشت، فردی با ما تماس گرفت و هراسان گفت که یک سری جنس را اشتباهی آورده! ما هم به شوخی گفتیم همه را خوردیم! فکر کنم طرف پای تلفن یک سکته ناقص کرد! خلاصه همه اجناس را تحویلش دادیم و تازه متوجه شدیم که او جنسهای ما را جای دیگر برده! خیلی مضطرب و نگران بود. چون احتمالاً این اشتباه آخرین اشتباهش بود و دیگر کارش را از دست می داد. به هرحال کم اشتباهی نبود. هر چند که سعی کردیم با خونسردی و خوشرویی او را از نگرانی خارج کنیم ولی به هرحال به قول ما کتابدارها اطلاعات صحیح به کاربر نرسیده بود. بنابراین منطبق با نیاز نبود.

دقت به در خواست و نیاز کاربر یک مساله جدی است و نمی توان آن را شوخی گرفت. در کتابخانه ها دقت نکردن به نیاز کاربر می تواند موجب عدم بازگشت کاربران به کتابخانه و ایجاد کلیشه منفی از کتابداران در ذهن آنها شود. در این مورد شاید کتابخانه ای شکست مالی نداشته باشد ولی همین که از نظر ماهیت حرفه ای و علمی، به نحوی زیر سوال برود بزرگترین شکست برای آن محسوب می شود. حال اگر اگر سروکار با مشتریهایی باشد که برای یک فروشگاه درخواست نیاز می کنند و کالاهای اساسی خود را از آنجا تهیه می کنند دیگر قضیه سخت تر و جدی تر است. زیرا که اینجا دیگر پای تراکنش مالی و سود و زیان آن و جذب و دفع مشتری درمیان است. 


/ 0 نظر / 211 بازدید