روزگار بداخلاقی ها

دیروز هم نشد فوتسال هفتگی ام را بروم. به خاطر بیماری که پشت گذاشتم هنوز بدنم ضعیف است و نمی توانم دو ساعت فعالیت ورزشی زیاد داشته باشم. از طرفی چون ملیکا کوچولو هم مهدکودک هست باید ساعت یک ربع به چهار بروم دنبالش و برویم منزل. یک روز تعطیل معمولاً باید به تمدد اعصاب سپری بشود برای روزهای کاری ولی گویا استراحت به ما نیامده! از خریدهای منزل بگیرید تا تصحیح اوراق و خواندن پایان نامه ها برای جلسه دفاع و برخی کارهای وب سایت و کانال دانشگاه. امروز داخل ماشین تا مغازه های تره و بار اختیاریه باز شوند یک پایان نامه را که برایم برای داوری فرستاده بودند خواندم. به هرحال استفاده از فرصت بود دیگر! کار جالبی در خصوص ارزیابی نرم افزارهای بازیابی تصویر کرده بود. تصحیح برگه های روش تحقیق را در منزل وقتی ملیکا کوچولو خواب بود و می شد کمی کار کرد انجام دادم. جالب بود که کسانی که انتظار داشتم نمره کمتری از برگه گرفته بودند و بر عکس از کسانی که انتظار نداشتم نمره بالاتری دیدم! این هم از تناقضهای روزگار است دیگر. این هفته ایمیلی در یکی از گروه های بحث کتابداری دریافت کردم که تغییراتی در ساختار هدایت یکی از نشریات تخصصی رشته رخ داده است که با حاشیه هایی همراه بود. کمی برایم تعجب برانگیز بود که چنین رخدادی به وقوع پیوسته است. البته اگر بخواهیم کمی منطقی به قضیه نگاه کنیم هر نشریه دارای ارکان و ساختاری است که مربوط به آن سازمان و ساختار است و کسی حق دخالت در آن را از بیرون ندارد. تغییرات مدیریتی نشریات هم یک امر عادی و معمول است و در آن شکی است. اما اینکه یک عمکلرد غیرحرفه ای باعث دلخوری شود مقبول نیست. آنهم در رشته ای که داعیه اخلاق مداری است. به هرحال، از جنبه اخلاق حرفه ای پسندیده نبود هر چند واقعاً و انصافاً نمی دانیم کنه قضیه چیست ولی ظاهر امر نشان می دهد که عملکرد زیبنده ای انجام نشده است. حتی به همکاران انجمن پیام دادم که واکنش نشان دهند که پاسخ بود این یک امر داخلی است و بهتر است ما دخالت نکنیم. ولی دقت کنیم. اینگونه موارد هر چقدر هم داخلی باشد به هرحال درون یک رشته رخ داده و اگر چنین رفتارهای غیر حرفه ای باب شود معلوم نیست چه اتفاقاتی بیفتد و به اصطلاح، سنگ روی سنگ بد نخواهد شد. به قول یکی از همکاران که امروز با ایشان صحبت می کردم اگر قرار است به این مورد خاص واکنش نشان دهیم باید به خیلی از موارد در رشته واکنش داشته باشیم، مثل تغییرات مدیریتی عجیب، وضعیت آموزشی گروه ها و وضعیت کتابداران و غیره. ایشان درست می گوید. فکر می کنم باید کمی نسبت به رشته مان چشمانمان را بیشتر باز کنیم و مسائل را با دقت رصد کنیم. به هرحال بگذاریم. امروز عصر قصد داشتیم به جایی برویم. از صبح بغض آسمان ترکیده بود و باران شدیدی می آمد. از تول نیایش که بیرون آمدیم با برف شدید و عجیبی مواجه شدیم به نحوی که مجبور بودیم با سرعت 5 کیلومتر حرکت کنیم وگرنه ماشین سر می خورد. در این گیرودار که اصلاً عجول بودن منطقی است افرادی بودند که سعی می کنند با سبقت گرفتن خود را به مقصد مورد نظر سریعتر برسانند و برای دیگران نیز مزاحمت درست می کردند. ای کاش می شد فایل صوتی کتاب بی شعوری را در اختیارشان گذاشت. اینها که وقت خواندن ندارند حداقل بشنوند البته اگر گوش شنوایی باشد!


/ 1 نظر / 121 بازدید
support

سلام و خسته نباشيد خدمت شما دوست عزيز در صورتي که تمايل داريد مطالب خوب و مفيدتون در صفحه اول پرشين‌بلاگ منتشر شود، لطفا در قسمت ابتدايي ارسال پست (همان قسمتي که مربوط به بنر پست است) يک عکس مناسب بارگذاري کنيد با تشکر