سخره گرفتن کتاب یعنی سقوط جامعه

زیاد اهل تماشای تلویزیون نیستم. شاید گاهی شبکه نمایش یا گاهی مستند. البته که تلویزیون منزل ما بیشتر در اختیار ملیکا کوچولو و تماشای شبکه پویاست یا اینکه برایش کارتون های مورد علاقه اش به قول خودش تام اند جری(!) می گذاریم. اساساً آنقدر گرفتاریم و کار زیاد است و کتاب را موقع خواب ترجیح می دهیم که اصلاً نمیدانیم تلویزیون چه سریالی دارد. گاهی که برخی همکاران از فلان اتفاق در فلان سریال تعریف میکنند شگفت زده می شوم که واقعاً شما چه وقتی برای این سریالها می گذارید!

به همین خاطر اصلاً متوجه نشدم که در سریال موسوم به پایتخت چه گذشته که حالا گویا فصل ششمش هم درحال پخش است.از همان اول، ارتباطی نه با این سریال نه سریالهای دیگر برقرار نکردم و حسی منتقل نمیکرد. حالا هم که گویا در یکی از قسمتهایش کتاب را ابزار جابجایی مواد به کار برده اند. وقتی این قسمت را پیدا کردم و دیدم افسوس خوردم برای اینکه جامعه ای که کتاب را به سخره بگیرد وکتابخانه را نشناسد در چنان مهلکه سقوطی از فرهنگ، علم و اخلاق قرار می گیرد که دیگر توان برخواستن نخواهد داشت. جامعه ای که به جای ارزش نهادن به محققان و نویسندگانش، دولیبریتی های بی اطلاع و ناآگاه را الگوی خود بشمارد وقتش را در ایستادن در صفوف فست فودها و بستنی فروشی ها و دست به دست کردن محتوای بی محتوای زودگذر و غیرقابل استفاده خواهد کشت و در نهایت فرهنگ و تمدن جامعه را می کشد. افسوس برای کتاب، این عنصر تمدن ساز که این چنین غیرمتمدنانه به سخره گرفته می شود و جامعه هم شاهد است و فقط می خندد....


/ 0 نظر / 155 بازدید