زندگی چهار دستی

دیروز در حین پیامهای ارسالی ام برای این و آن در واتسپ، یک پیام را اشتباهی فرستادم به این مضمون که سه فصل اول کار شما را خواندم و فقط باید روش شناسی را اصلاح کنی! تعجب کردم که چرا مخاطبم جواب نداد. وقتی دوباره بررسی کردم فهمیدم پیام را اشتباهی فرستادم! عذرخواهی کردم و گفتم با این حجم کار، مجبوریم مثل چهاردست در کارتون نیک و نیکو کار کنیم! ایمیل بزنیم، مقاله بنویسیم، پایان نامه بخوانیم، کار گروه انجام دهیم، جواب دانشجو را بدهیم، به ملیکا کوچولو رسیدگی کنیم! خلاصه زندگی مان شده چهاردستی که دست هم کم می آوریم! کرونا و خانه نشینی ها سبب شده که مفهومی به اسم تایم اداری دیگر بی معنا باشد! قبلاً می گفتیم تا ساعت سه و نیم عصر زمان اداری است و بقیه کارها باشد برای فردا! ولی الان دیگر چنین چیزی مفهومی ندارد. مجبوریم در هر لحظه ای که بیدار و هوشیاریم پاسخ افراد را بدهیم و کارهای یومیه را انجام دهیم. حتی گاهی شده نیمه شب یا ساعت چهار صبح! دیگر برای کسی عجیب نیست که این موقع شب چرا پیام می آید، فلانی آنلاین است یا نه، ساعت و محدودیت عوض شده و انگار فقط وقتی شارژمان تمام شد کارها تمام که نه ولی استند بای می شود! این است زندگی چهاردستی!

/ 0 نظر / 70 بازدید