پاییز، بهار رنگین

چه پاییز زیبایی شده امسال. هر جا می روید برگهای زرد بیجان افتاده اند و منظره های زیبایی را خلق کرده است. این چند روزه هنگام رانندگی، بیش از اینکه حواسم به خودروهای مجاور یا مقابل باشد بیشتر محو این رنگ بازی های خدا در طبیعت می شوم. مثل الان که صدای باران پاییزی شب هنگام روی شیشه های پاسیوی منزل می خورد و موسیقی گوش نوازی را اجرا می کند. پاییز پرکار است و پربرنامه. از همان مهر که کلاسهای درس را شروع می کند تا مناسبتهای گوناگون. همایش الزهرا تمام نشده، کنگره انجمن شروع می شود و بعد هفته کتاب، رویدادهای پژوهشی هر هفته در دانشکده و بعد هم هفته پژوهش و چشم به هم بگذاری رسیده ایم به تعطیلات نوروز و این عمر است که چه سریع می گذرد. هفته پیش تجربه ای جدید و خوب را در کنگره چهارم انجمن داشتیم و آن تاک (تجربه ها و ایده های کتابداران) بود. یک برنامه دو ساعته پر هیجان برای ارائه های سریع و برق آسا! خودم فکر نمی کردم این همه استقبال از این قسمت شود. برای سال دیگر باید منسجم تر برنامه ریزی کرد. هر چند امسال از کنگره زیاد نتوانستم استفاده کنم برای اینکه بیشتر درگیر کارهای روابط عمومی بودم و فقط توانستم در انتخابات و اختتامیه که هر دو ساعت 5 عصر به بعد بودند کامل شرکت کنم. ولی به هر حال همین ساعتها و دیدن دوستان، غنیمتی بود برای تغییر روحیه و همچنین قرار گرفتن در یک فضای علمی با نشاط. هفته آینده هفته بسیار سنگینی است چون برنامه بسیار مهمی را در روابط عمومی دانشگاه باید کار کنیم. دیگر همه انرژی و تمرکز روی آن برنامه است که هر طور شده باید به خوبی برگزار شود. آخر هفته آینده...سه روز آخر. تا چه پیش آید...

/ 0 نظر / 42 بازدید