دست بوس معلمم هستم

چندی پیش به مناسب روز معلم، خانم دکتر تاجر از هم دوره ای های قدیمی در دوره کارشناسی و از مدرسان فعلی در دانشگاه آزاد اسلامی شیراز، عکسی را در شبکه اجتماعی لینکدین به اشتراک گذاشته بودند که گویا صدها سال تجربه و علم بود. تصویری از اساتیدمان در دوره کارشناسی در دانشگاه شیراز. استاد احمدی لاری، استاد پرتو، استاد محلاتی، خانم سود بخش، خانم دکتر نیک کار و دکتر حیاتی.

بر چهره تک تک آنها گرد پیری نشسته بود ولی یک دنیا نشاط و امید و تجربه در چشمانشان موج می زد. یاد همه کلاسهایی افتادم که با آنها داشتیم و چه نکات ارزنده ای که هم در قالب زندگی و هم در قالب درس از آنها آموختیم. کلاسهای هفت صبح سازماندهی با آقای احمدی لاری ماندگارترین این کلاسها بود. شیوه تدریسی که باعث شده با وجود گذشت بیست سال از آن دوران هنوز که هنوز است اصول فهرست نویسی و رده بندی در ذهنم باشد. آقای محلاتی که درس ادبیات کودک با او داشتیم و عقیده داشت همه باید قبل از ازدواج دوره ادبیات کودک را سپری کرده اند و یک بار سر کلاس میگفت عاقد باید از هر دو طرف بپرسد آیا درس ادبیات کودک را گذارنده اید؟ دکتر حیاتی که درس زبان تخصصی با او داشتیم و مشوق انگلیسی صحبت کردن سر کلاس بود. آرام، متین و با وقار بود. آقای پرتو که دروسی مثل ساختمان و تجهیزات، حفاظت و نگهداری مواد کتابخانه ای، کلیات اقتصاد را با او داشتیم و فکر می کنم یک درس سه واحدی رده بندی کنگره هم با ایشان گذراندیم. آرامش و خونسردی خاصی داشت، کمتر دیدیم عصبانی شود و خدا مرا ببخش! یک بار سر کلاس ایشان کتاب کوه پنجم پائولو کوویلیو را خواندم! یواشکی! خانم سودبخش که به تازگی از کتابخانه مرکزی به بخش کتابداری آمده بود و درس خدمات عمومی را با او گذراندیم و بسیار با تجربه بود. با خانم نیک کار کلاسی نداشتیم ولی جای یک نفر بین آنها خیلی خالی بود و آن زنده یاد استادفرزین بود. کسی که از وقتی که رفت دیگر بخش کتابداری دانشگاه شیراز جانی نگرفت به زعم من البته. ممنون همه این اساتید هستم و همه اساتیدی که بعد از آنها داشتم و تا آخر عمر خواهم داشت.

/ 0 نظر / 228 بازدید