ما همه خود انجمنیم

دیروز عصر خوشحال بودم خودرو شخصی مان خراب شده و باید با مترو بروم منزل! چون به قدری اتوبان شهید همت به سمت غرب شلوغ بود که فکر می کنم اگر وسیله همراهم بود تا نیمه شب هم نمی رسیدم منزل! کلاً این هفته چون فرمان ماشین بریده بود و خراب شده بود با وسایل نقلیه عمومی رفت و آمد می کردم. فکر کنم چند کیلویی هم وزنم کم شد چون زیاد پیاده روی می کردم به یاد دوران جوانی که می رفتم دانشگاه علامه. خلاصه یادی از آن روزها کردیم. دیروز هم جلسه انجمن بود و خوشبختانه توفیق داشتم شرکت کنم و غیبت نخورم. گاهی فکر می کنم در مقابل فشار کارها اگر پوستم کلفت شده و گاهی کم نمی آورم به خاطر فعالیتهای انجمنی و داوطلبانه است. به خاطر تحمل کردن یکدیگر است. از مجموعه بحثهایی که دیروز در جلسه انجمن شد یاد این جمله معروف در وبلاگ انجمن افتادم که: با رواداری , مدارا , تحمل ، خردورزی و مبادله اطلاعات بستر مناسبی را برای تبادل و تعاطی افکار پدید آوریم. همین و دیگر هیچ! سکوت کردم و فقط به بحثها گوش کردم. به قول سهراب، زبان گلخانه فکر است. به هرحال ما با هم انجمن می شویم دیگر و جز این نیست. اصلاً بگذریم. موضوع همایش ادکا هم کم کم دارد مشخص می شود به یک جمع بندی هایی رسیدیم و رسیدند! ب اگر خدا بخواهد پنجشنبه شب عازم مالزی برای شرکت در کنفرانس ایفلا 2018 هستیم. آخرین باری که ایفلا رفتیم سال 2013 در سنگاپور بود. امیدوارم این ایفلا هم خوب باشد مثل آن سال. حتماً از آنجا می نویسم.

/ 0 نظر / 78 بازدید