ملیکا و کتابخانه

سه شنبه عصر برای شرکت در مراسم گرامیداشت استاد نوشین انصاری به کتابخانه ملی رفته بودیم. در یک یادداشت مجزا به این مسئله می پردازم ولی نکته جالب آن روز برایم این بود که ملیکا کوچولو رفته بود پشت در کتابخانه کودکان نشسته بود و با غصه می گفت: من می خوام برم کتابخانه، بشینم کتاب بخونم! چرا کتابخونه تعطیله؟! بعد از مدتها که ملیکا فقط کلمات را می گفت این بار یک جمله طولانی و آنهم در چارچوب کتابخانه رفتن را ادا کرد!

/ 0 نظر / 101 بازدید