دو سال و هشت ماه در روابط عمومی (قسمت نهم)

سال 1398 بعد از مراسم دیدو بازدید نوروزی، پرکارتر از هر سال شد. بلافاصله با برنامه های جشنواره حرکت دانشگاه، روز معلم و تدارک دیدن شالهای آبی با شعار زندگی یعنی امید و حرکت مواجه شدیم. بعد هم که جریان خرید ال سی دی های خبری و نصب آنها و تغییرات به روز و مداوم محتوا پیش آمد. ابزارهای اطلاع رسانی مان گسترش یافته بود و هر هفته باید پایش می کردیم که این مجراها به روز باشند. کیوسک الفی، ال سی دی ها، کانال دانشگاه، هدرهای سایت، آیینه خرد، بولتن خبری، رادیو بهشتی و کتاب آیینه تلاش. حجم کارها زیاد شده بود و نفراتمان همان نفرات قبلی. با این وجود بچه ها بدون خستگی می تاختند و کار می کردیم. جلسه هیئت امنای دانشگاه پیش رو بود و مستندسازی ها و کارها بیشتر میشد. اواخر جلسه هیئت امنای دانشگاه در تیرماه بود که من در دفترم بودم و ملیکاکوچولو را تازه از مهدکودک برداشته بودم. حواسم به او نبود و مشغول نقاشی کشیدن روی میز بود که ناگهان تعادلش را از دست داد و افتاد. با سر به زمین خورد و گریه اش به هوا رفت. خون از بینی اش جاری شد. بسیار ترسیدم. بغلش کردم و با ترس و لرز با آقای بهمنی نژاد که خدا حفظش کند سریع به بیمارستان طالقانی رفتیم. معاینه ش کردند و گفتند باید از سرش عکس بگیریم. یک ساعتی معطل بودیم که نوبتمان شود. کم کم دیدم حالش بهتر شد و دکتر باز معاینه اش کرد و گفت خدا را شکر خطر رفع شده است. خدا یاورمان بود واقعا. حالم بسیار گرفته بود. برگشتم به دانشگاه و توی راه ملیکا کوچولو می گفت بابایی حالم خوبه! دلم آتش گرفت. اگر بلایی سرش می آمد چه باید می کردم؟ خلاصه آن روز بخیر گذشت. کم کم به مرداد ماه رسیدیم. یک روز قرار شد ساختمان روابط عمومی را تخلیه کنیم و برویم به مرکز همایشها. قرار شد برا اساس نقشه های مدیریت طرحهای فنی دانشگاه، آنجا بازسازی شود. شاید در عرض 3 ساعت کل وسایل جمع شدو فردای آن روز همگی به مرکز همایشها کوچ کردیم. تقریباً همگی در یک اتاق حدود 15 متری بودیم. مرداد 98 رسماً پروژه بازسازی ساختمان روابط عمومی دانشگاه کلید خورد. با این حال، برنامه ها ادامه داشت. بازدیدها، نشستها و سایر رویدادها داخلی و برون دانشگاهی. همان زمانها بود که ویزای من هم برای ایتالیا رسید. باید برای شرکت در کنفرانس علم سنجی به دانشگاه سپینزا ایتالیا می رفتم. یک هفته سفر به رم آغاز شد. وقتی پس از یک سفر طولانی مدت وارد فرودگاه رم شدیم، درباره تغییر رئیس دانشگاه پیامی را دریافت کردم. از راه دور با همکاران در تماس بودم که باید چه کرد ولی دیگر در مراسم تودیع و معارفه حضوری نداشتم. پیام تبریک خود را برای رئیس جدید دانشگاه فرستادم و پوزش خواستم که برای شرکت در کنفرانس علمی در ایران نیستم. ایشان هم فروتنانه پاسخم را دادند.

ادامه دارد...

/ 0 نظر / 115 بازدید